تبليغاتX
عشق من پسرم






















عشق من پسرم

منو بابایی خیلی خیلی دوستت داریم

 

 

همسری عزیزم روزمعلم رو بهت تبریک میگم . ایشالا همیشه موفق باشی و شادوسلامت و سایه ت بالا سر ما باشه .

 

روز ششم عید بود رفته بودیم نمایشگاه هوایی دزفول .خیلی خوب بود .امیرعباس خیلی از اینجا خوشش میاد . دوسال پیش و پارسال هم رفته بودیم ولی هردوسال تو اون روز بارون بود و

نمایش هوایی نداشتن .ولی امسال هوا عالی بود و ساعت ۱۱ پرواز داشتن . دوتا جت جنگی بودن .

 

 

بعدش هم رفتیم باشگاه سازمان و جاتون خالی یه ناهار خوشمزه خوردیم و گل پسری هم عکسای قشنگی گرفت و کلی بازی کرد

 اینجا هم بعد که آب خورد داره لیوانشو قایم میکنه تا دوباره عکس بگیره

 

اینم کیک و شیرینی که برا عصرونه امیرعباس درست کردم

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:0 توسط مامان ناهید| |

 

دوستای گلم سایتی که عکسا رو باهاش آپلود می کردم متاسفانه فیلترشده و حتی با فیلترشکن هم باز نمیشن عکسا . ممنون میشم اگه سایت آپلود دارید برام بزارید.

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 10:8 توسط مامان ناهید| |

 

سلام دوستای گلم . تعطیلات خوش گذشت ؟به ما که خیلی خوش گذشت چون مهمونای عزیزی داشتیم .درواقع دیدار وبلاگی بود . مهدیس ومحمدراستین گلبامامان بابای مهربونشون مهمونمون بودن .خیلیییییییی خوشحال شدیم از دیدنشون . قدم روچشممون گذاشتن واومدن خونمون . خیلی دوست داشتیم بیشتر میموندن .

مهدیس جان ماشالا ناز و خوش زبون محمدراستین جان هم هزارماشالا خوش خنده و مهربون . اونقدر قشنگ میگفت عمو

صبح که از پیشمون رفتن بچه ها خواب بودن و نتونستم بوسشون کنم .از همینجا میبوسمتون مهدیس خانم و آقا محمدراستین

 

 

امیرعباس کنارمزارع گندم و سیب زمینی

امیرعباس و یلدادختردائیم

امیرعباس وفاطمه نوه دائیم مشغول دیدن کارتون روز سیزده بدر

امیرعباس وپسرعموهاش روز سیزده بدر

 

 

 سبزه گره زدن روز سیزده بدر

مردای فامیل روز سیزده بدر . اون آقایی هم که جلیقه خبرنگاری تنشه مجری شبکه خوزستان و برنامه سحرخیزانه که مهمونمون بودن

اینم غذاهاییکه  روز ششم عید که ۵۰ نفر مهمون داشتم درست کردم . به اضافه چلومرغ و پلو هویج که دیگه عکس نگرفتم .

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 10:33 توسط مامان ناهید| |

 

 سلامت سعادت سیادت سرور  سروری سبزی و سرزندگی هفت سین سفره زندگیتان دوستای گلم . نوروز رو بهتون تبریک میگم . ایشالا سال خوبی داشته باشید .

 

 امسال امیرعباس خیلی ذوق هفت سین رو داشت .همش میگفت پس کی عیدمون میشه . با هم رفتیم و وسایل هفت سین رو خریدیم و شب با کمک همدیگه پهنش کردیم . پسرم خیلی کمکم کرد .بعد هم یه حموم حسابی رفت و بعدش هم خوابید تا صبح ساعت ۸ که یهو از خواب بیدار شد و تندتند منو صدا زد که بلند شو عیده باید آماده شیم .

 

پ ن : دوستای عزیز پرشین بلاگی من اصلا نمیتونم براتون کامنت بزارم . واقعا شرمندتونم بخدا میام و میخونم ولی اصلا کامنتم ثبت نمیشه .

سانازجان صحراجان بانوجان , سیندرلا(شیما)جان و بقیه دوستای پرشینی اصلا کامنتم براتون ثبت نمیشه . از همینجا عید رو بهتون تبریک میگم .

سوری جان تولد نفس جون رو بهتون تبریک میگم .ایشالا سلامت و خوشقدم باشه

نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 14:36 توسط مامان ناهید| |

 

هفته پیش تو مهدکودک امیرعباس جشنواره غذاگذاشته بودن برا مامانا. منم دوسه مدل غذا ودسر درست کردم و اول شدم .

کیک خامه ای

ژله آکواریوم یا ساحل

 

کیک مرغ

بشقاب میان وعده کودک

 

 

ته چین مجلسی سه طبقه

اینم میز من

اونقدر از کیک مرغم خوشم اومده دلم میخواد هی عکس بزارم

 

جمعه گذشته تو اهواز مسابقه بادبادکا و جشنواره غذا بود که ما برا بادبادکها دیررسیدیم ولی ساعت۵/۵که رفتیم هنوز هم آسمون پربادبادک بود . ولی جشنواره غذا که به نفع کودکان سرطانی بود عالی بود . من دوروز پیشش از طریق دوستای نی نی سایتی باخبرشدم که گفتن ما میخواییم غذا ببریم .منم خیلی دلم میخواست یه چیزی درست میکردم و میبردم ولی متاسفانه فرصت نشد . خلاصه رفتیم و کلی غذاخریدیم . خیلی شلوغ بود .کلی کیک و دسر و غذا آورده بودن .

 

 ازبس شلوغ بود امیرعباس دیگه آخراش خسته شده بود و بشقاب کیک به دست نق میزد.

نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 23:14 توسط مامان ناهید| |

 

 تو رو خدا ببینید کجا رفته خوابیده

 بازم عشق امیرعباس رستوران سنتی

در حال انجام آزمایش

اینارو هم خودم درست کردم

 

درسته خیلی از شب یلدا گذشته ولی دوست داشتم بزارمشون .خوراکیهایی که برا شب یلدایی خواهرم بردیم (حالا شاید بپرسید چرا میگید بردیم .آخه من زن عموی دامادم )

نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 22:0 توسط مامان ناهید| |

Design By : nightSelect.com